پسری با کفشهای کتانی


شنبه، 3 تیرماه 1385 3 تیر 1385

 محدودیت و سانسور،بودن یا نبودن؟! (۱)



سلام به همه بروبکس عزیز!

خوبید که همتون؟!  کپل مپلید؟! .... ایشالا که همینجوری باشه!

...

چند وقت پیش یه خانم محترمی زنگ زد شرکت و در حالی که یه نمه هم

اعصبی به نظر میرسید به من گفت که چندتا سایت مبتذل و مستهجن رو

بهتون اعلام میکنم،هر چه سریعتر فیلترش کنید!  ما هم لیست سایتها رو

که 6 7 تایی میشد ازشون گرفتیم و متوجه شدیم این سایتها با اینکه اسامی
 
بسیار تابلو و مشخصی داشتن از لیست فیلترینگ هوشمند!!! مخابرات جا

مونده و راحت در دسترسه!  بعد از اینکه بهشون اطمینان دادیم که این سایتها
 
در اولین فرصت توسط شبکه ما فیلتر میشه! ایشون لطف کردن و یه نمه
 
اعصبانیتشون رو سر ما خالی کردن و گفتن همه که مثل من مهندس کامپیوتر

نیستن که برن توی History کامپیوتر دخترشون و این سایتها رو پیدا کنن و

متوجه بشن که به راحتی در دسترسه!  لطفا بیشتر دقت داشته باشید!

تهاجم فرهنگی بسیار بالا رفته و ما از شبکه سپنتا که شبکه خانوادگی ماست

و اکثر دوستان و آشنایان ما از کارتهای اینترنت و تلفن شما استفاده میکنن بیشتر
 
از اینا انتظار داشتیم! شما که انقدر ادعای مشتری مداریتون میشه بهتره اول یه ذره
 
کار فرهنگی کنید و جلوی فساد و فحشا رو به سهم خودتون بگیرد و نذارین کانون
 
گرم خانواده ها اینجوری از هم بپاشه و خلاصه یه نیم ساعتی بامن حرف زد و

تا تونست!! مارو ارشاد کرد...

البته من چون ایشون تا حدودی ناراحت بودن چیز خاصی نگفتم و سعی کردم طوری
 
رفتار کنم که با آرامش و اطمینان خاطر نسبت به ما و شرکت سپنتا
 
تلفن رو قطع کنن!  اما یه چیز رو خیلی دلم میخواست بهشون بگم...

...
 
و اون این بود که مطمئنا اگه دختر یا پسر شما قصد شیطونی و رفتن به این تریپ
 
سایتها رو داشته باشه! با فیلتر کردن این سایتها هم میره دنبال یه سری سایتهای
 
دیگه و پیداشون میکنه! همونطور که این سایتهایی هم که رفته بود،خود ما هم
 
که تو اینترنت داریم غرق میشیم نمیدونستیم که فیلتر نیست و راحت میشه
 
رفت توش و صفا کرد!

 پس بهتره به جای اینکه برین هر روز چک کنید که کجا رفته و چیا دیده و چه ها کرده!

بشنید 1 روز باهاش دوستانه صحبت کتید و بدونید که چرا دنبال این جور چیزاست! 
 
از رو کنجکاویه؟! یا نیازی داره؟! یا اینکه میخواد یه چیزی یاد بگیره!!
 
به هر حال سکس هم جزئی از زندگیه انسانه دیگه!  مگه خودت بچه بودی
 
از این شیطونی ها  نمیکردی؟!!

...

در هر صورت! حالا نمیخوام زیاد بحث رو بالای 18 سالش کنم!  

( هر چند که برای من اصلا سن ملاک نیست! هر وقت فهمیدین که سکس رو
 
با کدوم ایکس مینویسن دیگه آزادین!  حتی اگه هنوز فنچول صداتون کنن!! )

کلا این حرفها باعث شد که این موضوع رو مطرح کنم که چرا ما به این شکل دنبال

محدود کردن هستیم؟!

من خودم همیشه به این اعتقاد داشتم که اگه بابات کل کانالهای سکسی ماهواره

رو قفل کرده! در نتیجه تو اونا رو نمیبینی هنر نکردی! اگه هر روز آرشیو سایت هایی

رو که میری چک میکنن و تو به خاطر این فقط میری یاهو! و برمیگردی بچه + حساب
 
نمیشی! اگه به زور چادر سرت کردن با ایمان به حساب نمیای...
 
اگه با هیچ پسری تا حالا حرف نزدی و همش ازشون فراری بودی و میترسیدی! 

پاک و معصوم محسوب نمیشی...

اگه همه این امکانات رو بدون محدودیت داشتی! و ازشون سواستفاده نکردی اون موقع
 
بهت میگن بچه خوب و پلاس!

در کل تجربه نشون داده که حداقل تو ایران و خونواده های ایرانی
 
همیشه محدودیت و کنترل بیش از حد بروبچ در اکثر موارد نتیجه برعکس داده!

نسل امروز ما هم که کلا خوراکش محدودیته... 

محدودیت در رابطه با جنس مخالف!

محدودیت در استفاده از اینترنت! حتی در بعضی موارد که دیده شده،تلفن!

محدودیت در استفاده از لباس و نوع آرایش و این جنگولک بازیها...

محدودیت در گردش و تفریح و بیرون رفتن!

محدودیت در مستقل فکر و عمل کردن...

و خیلی محدودیت های دیگه که خودتون هم میدونید و گاهآ باهاش
 
مواجه هم شدین!

...

آدمه دیگه! از هر چیزی که منعش کنن کنجکاو تر میشه ببینه اون چیه!

پس اگه از راه درستش نتونه! بالاخره و پایین خره 1 راهی برای ارضای تمایلات و
 
کنجکاویهاش پیدا می کنه!  اون موقع دیگه شاید عوارضش خیلی بدتر و

شدیدتر باشه! پس بهتره به جای اینکه طرفو محدود کنیم و همه چیز رو ازش بگیریم!

راه رو براش باز بزاریم تا خودش انتخاب کنه! البته با راهنمایی و صحبتهای دوستانه و 

درست و معقول!  نه با داد و بیداد و کتک و زندونی کردن و این تریپ کارهای 

منسوخ شده که کار رو مطمئنا بدتر می کنه!

 کسی که کرم داشته باشه! .... داره دیگه!  کاریش نمیشه کرد!
 
آخر کار خودشو میکنه! ولی لااقل اینجوری خیال ما راحته که تمام سعی و تلاشمون
 
رو برای هدایت اون کردیم و دیگه نمیتونه ادعا کنه که شما باعث شدین من به اینجا

برسم و از اینجور حرفها که تو فیلمها همتون زیاد دیدین...

...

در هر صورت! من میخوام این بحث رو ادامه بدم اگر که استقبال شما خوب باشه

و دلتون هم بخواد!  ریزه کاری زیاد داره این بحث سانسور و محدود کردن
 
و این حرفها! ... پس فعلا نظرتون رو در مورد حرفهای این هفته من بگین ببینم شما

چه حرفهایی تو دلتون مونده! ...اصلا هم نترسین! بنده امین مردم هستم!! 

...

پس هر چی تو دلته بیا بگو تا با هم بشینیم و  یه نتیجه تپل از این بحث بگیریم!

بلند آسمان،جایگاهتان باد...

فعلا خدانگهدار...

  

 

نوشته شده توسط Mohammad86 در ساعت 0:30 قֽظֽ
لینک ثابت || نظرات (88)

 


 

شنبه، 23 آذرماه 1387

آلبرت انیشتین :

دستهایت را برای یک دقیقه بر روی بخاری بگذار ،

 این یک دقیقه برای تو مانند یک ساعت میگذرد!

با یک دختر خوشگل یک ساعت همنشین باش ،

 این یک ساعت برای تو به سرعت یک دقیقه میگذرد!

و این همان قانون نسبیت است !

شنبه، 18 آبانماه 1387

...


"A Thousand Kisses Deep"

Leonard Cohen


The ponies run, the girls are young,
The odds are there to beat.
You win a while, and then it’s done –
Your little winning streak.
And summoned now to deal
With your invincible defeat,
You live your life as if it’s real,
A Thousand Kisses Deep.

I’m turning tricks, I’m getting fixed,
I’m back on Boogie Street.
You lose your grip, and then you slip
Into the Masterpiece.
And maybe I had miles to drive,
And promises to keep:
You ditch it all to stay alive,
A Thousand Kisses Deep.

And sometimes when the night is slow,
The wretched and the meek,
We gather up our hearts and go,
A Thousand Kisses Deep.

Confined to sex, we pressed against
The limits of the sea:
I saw there were no oceans left
For scavengers like me.
I made it to the forward deck.
I blessed our remnant fleet –
And then consented to be wrecked,
A Thousand Kisses Deep.

I’m turning tricks, I’m getting fixed,
I’m back on Boogie Street.
I guess they won’t exchange the gifts
That you were meant to keep.
And quiet is the thought of you,
The file on you complete,
Except what we forgot to do,
A Thousand Kisses Deep.

And sometimes when the night is slow,
The wretched and the meek,
We gather up our hearts and go,
A Thousand Kisses Deep.

The ponies run, the girls are young,
The odds are there to beat . . .

یکشنبه، 5 آبانماه 1387

چند روز پیشا به علت مشکلی که تو برق

مرکز مخابرات منطقه ما بوجود امده بود

یه ٥ ساعتی اینترنت من فطع شده بود

و من از بی اینترنتی،گوشه اتاق کز کزده بودم

و به خودم میپیچیدم و

ملتمسانه به چراغ روی مودم ADSL ام نگاه میکردم

 که لامشب،ژون مادرت وشل شو... نیشخند

بعد نشستم حساب کردم دیدم

روزی حداقل ١٠ ساعتی من پای کامپیوتر و اینترنت

 هستم و این اصلا خوب نیست!

دارم کم کم الکی تو این دنیای مجازی غرق میشم...

باید چاره ای اندیشید !

متفکر

GSP0005624




شیر مادر چه خوبه! سمند شادی!



http://www.mohammad86.com

powered by payegan