پسری با کفشهای کتانی


شنبه، 17 تیرماه 1385 17 تیر 1385

 محدودیت و سانسور،بودن یا نبودن؟! (۲)


سلام به همه بروبکس عزیز!

خوفید؟! .... خوشید؟! ... سرحالید؟!

امیدوارم که همتون همیشه همین تریپی باشید...

...

اول! از همه دوستانی که هفته قبل با کلی شوق و ذوق امدن اینجا و سرشون به دیوار
 
خورد و هیچ آپدیتی ندیدن تا بخونن و لذت ببرن! عذرخواهی می کنم...

آدمیزاده دیگه! بعضی وقتها انقدر غرق کار و زندگی و مهمونی و گردش و تفریح و درس و
 
مشق و کلاس و کارش میشه که وقتی واسه آپدیت وبلاگش نمیمونه!

البته وقتشو داشتم! ولی خب تمرکز کافی رو نداشتم و چون دلم نمیخواست
 
که رو هوا و همویجوری یه چیزی بنویسم! اصلا چیزی ننوشتم!

به هر حال الان هستم و طبق معمول روضه این هفته رو براتون میخونم! 

...

همونطوری که فکر میکردم بحث محدودیت و سانسور برای خیلی از شما جالب بود
 
و نظرات تپل و خوندنی دربارش نوشته بودین و اکثر شما هم موافق بودین که این

بحث رو ادامه بدیم! بعضیهاتونم خب دوست نداشتین...

منم برای اینکه این قضیه زیاد کسل کننده نشه، دیگه بیشتر از این کش نمیدم این
 
روضه رو! این جلسه، جلسه آخره! .... حضور و غیاب هم نمیکنم! هر کی خواست
 
میتونه الان بره!  و اما میخوام یه مرور کلی داشته باشم رو حرفهای شما و به یه
 
سری از سوالات و ابهامات هم پاسخ بدم...

...

تعدادی از بروبچ گفته بودن گیریم که بحث کردیم و به نتیجه هم رسیدیم!

چه سودی داره؟! پدر و مادرهای ما که کار خودشون رو می کنن و اون تفکر قدیمی
 
و سنتی رو همیشه همراه خودشون دارن!!

اینو قبول دارم! خیلی از بزرگترهای ما با تفکرات نسل خودشون بزرگ شدن و دیگه
 
نتونستن آپدیتش کنن! هیچ اشکالی هم نداره...

حق مسلم اوناست که اون چیزی رو که تو ذهنشونه و بهش اعتقاد دارن
 
رو بخوان در مورد بچه هاشونم اجرا کنن! حتی اگه اشتباه باشه!

حالا این وسط نقش ما چیه؟!  خب بچه جون! همیشه که نباید با جنگ و دعوا اونا

رو حتما راضی کنی و به زانو در بیاری! بعضی وقتها 1 نمه سیاست هم لازمه!
 
وقتی بابات میگه نبینم با یه پسر دوست باشی! و تو هم مطمئنی که بابات از
 
بچگی با این اعتقاد بزرگ شده که رابطه دختر و پسر قبل از ازدواج
 
اکیدا حرام است! دیگه سعی نکن بهش بفهمونی که اشتباه میکنه!
 
اینجوری فقط و فقط کارخودت رو سخت تر میکنی! و باعث میشه که نسبت

بهت بیشتر بی اعتماد بشن...
 
خیلی راحت بگو چشم پدر جان! شما درست میگین! و از این تریپ حرفها!
 
ولی بعد کار خودتو انجام بده!  حال و حولت رو بکن! ولی یادت باشه که اصراف
 
نکنی و بی جنبه بازی از خودت در نیاری! که اونوقت همه عوارضش پای خودته!
 
اینجوری نه خر میسوزه و نه خرما...

...

و اما گروهی دیگر از بروبچ گفته بودن که فیلترینگ خوبه و نبودنش همچین

خوشایند نیست! اینو هم من قبول دارم!  ولی فیلترینگی که درست و صحیح
 
و به جا باشه! تو اکثر کشورهای پیشرفته دنیا هم فیلترینگ هست!

ولی خب اونا دقیقا میدونن که چی رو میخوان فیلتر کنن و دقیقا هم

همونو هم اجرا میکنن!  مثل فیلترینگ هوشمند!!! اینجا نیست که وقتی

توی گوگل فارسی سرچ میکنی تالاسمی! از کل این کلمه،لاس!! رو تشخیص
 
میده و میگه : Access Denied 

و یا میسرچی عمو پورنگ، بهت راه نمیده! چون توش کلمه غیر اسلامی

و مستهجن و گمراه کننده پورن!! به کار رفته...

در واقع این نوع محدودیت! دقیقا لج آدم رو در میاره و حتما مجبور میشه بره دنبال
 
یه ضد فیلتر تا یه زبون درازی به این فیلترینگ کرده باشه!  کلا به نظر من الان
 
فیلترینگ اینترنت تو ایران انقدر چیزی نداره که دربارش بحث کرد! خیلی راحت میشه
 
این محدودیت مسخره رو پیچوند و حالش رو برد!
 
افرادی هم مثل اون خانومه که تو پست قبلی بحثش بود، بهتره به جای این همه
 
کنترل دقیق و لحظه به لحظه، بشینن یه 2 کلمه با بچشون حرف بزنن!

ببینن چرا رفته دنبال سکس! شاید بیچاره خواسته یه چیزایی یاد بگیره!

خب سایتهای سکسی مفید هم هستن که میشه رفت توش و سکسولوژی
 
رو از نظر علمی و منطقی بررسی کرد...
 
یه دونه از اونا رو وقتی یکی از والدین به بچه بده و بهش توضیحات لازم رو بگه!

خب خیلی شیرین تر و دلچسب تر از اینه که آدم 100 تا عکس و فیلم یواشکی
 
ببینه و 100 تا حرف مختلف از اینور و اونور بشنوه،آخرش بعد که بزرگ شد،بفهمه

همه اونایی که فکر میکرده این طوریه! اون طوری بوده...

انقدر این سکس رو بزرگ کردن و به صورت تابو در اوردن که دیگه اصلی ترین

چیزهایی رو هم که یه انسان باید در مورد خودش و دم و دستگاهش بدونه
 
باید دزدکی و قاچاقی پیدا کرد و تازه تهنا تهنا دید و تفسیر کرد!

حالا حرف در این مورد زیاده! واسه اینکه زیاد بحث +18 نشه فعلا چیز
 
دیگه ای در این مورد نمیگم...

...

یه سری دیگه از شما هم گفته بودین که خوبه که آدم همه چیرو بدونه!

بعد با عقل خودش تصمیم بگیره که چیکار کنه! این هم قبول دارم!

قبلا هم گفتم که اگه تو رو از همه چی محدود کردن اصلا دلیل نمیشه که
 
تو یه بچه + تمام عیار هستی...

خوبه که آدم مواد مخدر رو بشناسه! طرز مصرفشو بدونه! آدمهایی که اهلشن
 
رو بشناسه! قرصهای روانگردان رو دیده باشه و یا حداقل بدونه که چی هستن و

چیکار میکنن و کجاها میشه به خورد یکی داد...

خوبه که آدم سکسولوژی رو بفهمه! فواید و مضراتش رو بشناسه! چندتا فیلم خفن تو

زندگیش ببینه! دیدن چند تا کانال مستهجن رو یه مدت تجربه کنه!

خوبه که آدم تجربه دوستی با جنس مخالف رو داشته باشه! بهش دست بزنه!

ببینه که بابا! این همه دوست پسر،دوست دختر که میگن چیه! چه طعمی داره...

درکل خوبه که بعضی وقتها آدم شیطونی کنه! ولی اگه تو این شیطونی غرق نشدی!
 
اون موقع هنر کردی...

وگرنه الان تو این مملکت،شیطونی کردن! کاریست بس راحت!

اگه کسی از قبل تجربه نداشته باشه و یا حداقل دنبال این نرفته باشه که از تجربیات
 
دیگران استفاده کنه،اون موقع دیگه هر بلایی سرش بیاد.....
 
خب! سرش امده دیگه...

...

بقیه بروبچ هم دیگه چیز خاصی نگفتن و تقریبا همه موافق بودن که
 
محدودیت و سانسور اولین راه میتونه باشه! ولی 100% بهترین راه نیست!
 
و یه چیز دیگه هم که بیشتر خلایق گفتن باهاش موافق هستن این بود که بابا جون!

هیشکی رو زورکی نمیشه فرستاد بهشت...

پس انقدر فشار نیارین که از اونور جهنم بزنه بیرون! تا اونجا که میشه باید یکی

رو راهنمایی و هدایت کرد و راه و چاه رو بهش  نشون داد! دیگه بعدش با خودش و
 
عقل و طرز فکرشه! نه اینکه به زور مجبورش کنید که بیاد تو راه راست
 
که عمرا هم نیاد!!  خود پیامبر هم فقط برای مردم حرفهای خدا رو میگفت و اون ها

رو راهنمایی میکرد! دیگه نمیرفت History کارهای ملت رو چک کنه ببینه چندتاشون
 
با کافران در ارتباط هستن تا بعدا گوشمالیشون بده!!

اگه کسی امد که دمش گرم! اگر هم که نیومد، خب کرم از خودشه دیگه!
 
به زور هم اگه بیاریش رو خط، باز میره تو اون لاین...

...

خب! دیگه بیشتر از این حال روضه خوندن ندارم!

همینجا این بحث به پایان میرسد تا جمعه دیگه و روضه و آپدیتی دیگر...

فعلا بای بایه همگی شما....

  




نوشته شده توسط Mohammad86 در ساعت 3:28 قֽظֽ
لینک ثابت || نظرات (45)

 


 

شنبه، 23 آذرماه 1387

آلبرت انیشتین :

دستهایت را برای یک دقیقه بر روی بخاری بگذار ،

 این یک دقیقه برای تو مانند یک ساعت میگذرد!

با یک دختر خوشگل یک ساعت همنشین باش ،

 این یک ساعت برای تو به سرعت یک دقیقه میگذرد!

و این همان قانون نسبیت است !

شنبه، 18 آبانماه 1387

...


"A Thousand Kisses Deep"

Leonard Cohen


The ponies run, the girls are young,
The odds are there to beat.
You win a while, and then it’s done –
Your little winning streak.
And summoned now to deal
With your invincible defeat,
You live your life as if it’s real,
A Thousand Kisses Deep.

I’m turning tricks, I’m getting fixed,
I’m back on Boogie Street.
You lose your grip, and then you slip
Into the Masterpiece.
And maybe I had miles to drive,
And promises to keep:
You ditch it all to stay alive,
A Thousand Kisses Deep.

And sometimes when the night is slow,
The wretched and the meek,
We gather up our hearts and go,
A Thousand Kisses Deep.

Confined to sex, we pressed against
The limits of the sea:
I saw there were no oceans left
For scavengers like me.
I made it to the forward deck.
I blessed our remnant fleet –
And then consented to be wrecked,
A Thousand Kisses Deep.

I’m turning tricks, I’m getting fixed,
I’m back on Boogie Street.
I guess they won’t exchange the gifts
That you were meant to keep.
And quiet is the thought of you,
The file on you complete,
Except what we forgot to do,
A Thousand Kisses Deep.

And sometimes when the night is slow,
The wretched and the meek,
We gather up our hearts and go,
A Thousand Kisses Deep.

The ponies run, the girls are young,
The odds are there to beat . . .

یکشنبه، 5 آبانماه 1387

چند روز پیشا به علت مشکلی که تو برق

مرکز مخابرات منطقه ما بوجود امده بود

یه ٥ ساعتی اینترنت من فطع شده بود

و من از بی اینترنتی،گوشه اتاق کز کزده بودم

و به خودم میپیچیدم و

ملتمسانه به چراغ روی مودم ADSL ام نگاه میکردم

 که لامشب،ژون مادرت وشل شو... نیشخند

بعد نشستم حساب کردم دیدم

روزی حداقل ١٠ ساعتی من پای کامپیوتر و اینترنت

 هستم و این اصلا خوب نیست!

دارم کم کم الکی تو این دنیای مجازی غرق میشم...

باید چاره ای اندیشید !

متفکر

GSP0005624




شیر مادر چه خوبه! سمند شادی!



http://www.mohammad86.com

powered by payegan