پسری با کفشهای کتانی


شنبه، 8 مهرماه 1385 8 مهر 1385

 ...Game Over


سلام بروبکس!

این هفته زیاد وقتتونو نمی گیرم! فقط امدم ازتون یه سوال بپرسم و برم!

البته جای دوری نمیرم!  هفته بعد میام و روضه تپل همین سوال رو براتون میخونم تا
 
هم من و هم اون و هم آنها و هم اینها کاملا آپگرید بشیم...

خواستم بگم که :

وقتی به هر دلیلی دوستی‌هامون به پایان می‌رسه یا در موارد حادتر پیوند

زناشویی‌مون گسسته می‌شه، چرا باید به دنبال قطع
رابطه،به خصومت ورزی
 
و شاخ و شونه کشیدن برای هم بپردازیم؟! 

به نظر شما خیلی سخته که با حفظ احترام متقابل به این نتیجه برسیم که باباجون!
 
ما با یکدیگر سازگاری نداریم،
به یکدیگر علاقه‌ای یا دلبستگی‌ای نداریم!

اگر هم داشتیم! الان به هر دلیل و عنوانی دیگه از بین رفته یا

مجبوریم که از بین ببریمش؟!
 
ولی با این حساب هر دو انسانیم و محق برای انتخاب راههایی جدا از یکدیگر...


رابطه های انسانی هم می‌تونه مبتنی بر آزمایش و خطا باشه و در بسیاری از موارد
 
هم این تریپی هست!
البته حتی تلخ‌ترین خاطره‌ها بعد از گذشت مدت زمانی،

تلخی خودشون را از دست می‌دن یا بدست فراموشی سپرده می‌شن!

 
اما چرا تلاش نکنیم که لااقل تصویر خوبی از همدیگه در آخرین برخوردهامون برای هم

باقی
بذاریم و حرمت ایامی را که با هم دوست بودیم رو نگاه یا نگه! داریم...

حتما باید با پس دادن کادوها و پاره کردن عکسها و آرزوی مرگ و نفرین برای طرف

از هم جدا شد آیا؟!

...

نکته 1 : خیلی وقته که این بحث رو میخوام مطرح کنم! ولی چند وقتیه که یه نموره کارام زیاد شده و
 
زیاد وقت نمیکنم که بیام اینجا! واسه همین این بار برعکس همیشه، اول میخوام نظر شما رو بدونم!

بعد هفته بعد که سرم خلوت میشه روضه شو براتون بخونم...


نکته 2 : آهنگ وبلاگ هم تغییر کرده است! اگر تا الان پخش نشده،اندکی صبر کنید!

مطمئنا به زودی لود میشود و شما از شنیدنش لذت خواهید برد...


نکته 3 :    




نوشته شده توسط Mohammad86 در ساعت 11:53 بֽظֽ
لینک ثابت || نظرات (34)

 


 

شنبه، 23 آذرماه 1387

آلبرت انیشتین :

دستهایت را برای یک دقیقه بر روی بخاری بگذار ،

 این یک دقیقه برای تو مانند یک ساعت میگذرد!

با یک دختر خوشگل یک ساعت همنشین باش ،

 این یک ساعت برای تو به سرعت یک دقیقه میگذرد!

و این همان قانون نسبیت است !

شنبه، 18 آبانماه 1387

...


"A Thousand Kisses Deep"

Leonard Cohen


The ponies run, the girls are young,
The odds are there to beat.
You win a while, and then it’s done –
Your little winning streak.
And summoned now to deal
With your invincible defeat,
You live your life as if it’s real,
A Thousand Kisses Deep.

I’m turning tricks, I’m getting fixed,
I’m back on Boogie Street.
You lose your grip, and then you slip
Into the Masterpiece.
And maybe I had miles to drive,
And promises to keep:
You ditch it all to stay alive,
A Thousand Kisses Deep.

And sometimes when the night is slow,
The wretched and the meek,
We gather up our hearts and go,
A Thousand Kisses Deep.

Confined to sex, we pressed against
The limits of the sea:
I saw there were no oceans left
For scavengers like me.
I made it to the forward deck.
I blessed our remnant fleet –
And then consented to be wrecked,
A Thousand Kisses Deep.

I’m turning tricks, I’m getting fixed,
I’m back on Boogie Street.
I guess they won’t exchange the gifts
That you were meant to keep.
And quiet is the thought of you,
The file on you complete,
Except what we forgot to do,
A Thousand Kisses Deep.

And sometimes when the night is slow,
The wretched and the meek,
We gather up our hearts and go,
A Thousand Kisses Deep.

The ponies run, the girls are young,
The odds are there to beat . . .

یکشنبه، 5 آبانماه 1387

چند روز پیشا به علت مشکلی که تو برق

مرکز مخابرات منطقه ما بوجود امده بود

یه ٥ ساعتی اینترنت من فطع شده بود

و من از بی اینترنتی،گوشه اتاق کز کزده بودم

و به خودم میپیچیدم و

ملتمسانه به چراغ روی مودم ADSL ام نگاه میکردم

 که لامشب،ژون مادرت وشل شو... نیشخند

بعد نشستم حساب کردم دیدم

روزی حداقل ١٠ ساعتی من پای کامپیوتر و اینترنت

 هستم و این اصلا خوب نیست!

دارم کم کم الکی تو این دنیای مجازی غرق میشم...

باید چاره ای اندیشید !

متفکر

GSP0005624




شیر مادر چه خوبه! سمند شادی!



http://www.mohammad86.com

powered by payegan