پسری با کفشهای کتانی


پنجشنبه، 18 آبانماه 1385 18 آبان 1385

 20 + 1


رسیدهههههههههههههه! روزه تولد من!! 

( اینو با صدای استاد شماعی زاده بخونید!! )

...

سلام سلام! صد تا سلام!

اول از همه، از اونایی که قبل از 18 آبان تولدم رو بهم تبریک گفتن
 
و اونایی که روز 18 آبان تولدم رو تبریک گفتن

و اونایی که بعد از 18 آبان تولدم رو تبریک خواهند گفت
 
یه تشکر ویژه می کنم...

خیلی ها بهم تبریک گفتن که اصلا ازشون انتظار نداشتم! و خیلی ها هم حتی

یه اسه مس!! یا میل خشک و خالی هم نزدن،در حالی که من فکر میکردم جزو اولین

نفرهایی باشن که بهم تبریک میگن!!

به هر حال! خیالی نیست! من قدر اونایی رو که به یادم هستن رو خوب میدونم...

...

به رسم این چند سالی که من پا به این دنیای مجازی و وبلاگستان گذاشتم
 
امسال هم مثل سالهای قبل، یه جشن مجازی تو وبلاگم دارم! 

همه شما هم دعوتين! 

از اوردن کودک و پيرمرد و پيرزن و دوست پسر و دختر خود هم خودداری نکنيد!!

ميخوام به همه خوش بگذره! پس تشريف بياريد تو! دم در بده!!!

...

Andy عزیز هم مثل هر سال پاشده و از اون سر دنیا امده برامون بخونه!

رقص نور و سیستم صوتی و بساط سور و ساتم که ریدیفه...

برویکس هم که همه از دم Active هستن!

پس دیگه هیچ بهونه ای نیست! پاشو! پاشو...

بزن، بزن، دست، دست...   

تولد، تولد،تولدت مبارک!  

تولد، تولد، تولدم مبارک!


...



...

مرسی از کادوهای تپلی که برام اوردین!

حسابی شرمنده کردین...

حالا بازم میوردینا....

جا داشتیم!!

هر چقدر هم بادکنک خواستید! میتونید از اینجا وردارین!

همش ماله خودتونه...

...



...

نوشيدنی هم خواستين ميتونين از اينجا ور دارين و حالشو ببريد!

البته اينا Soft Drink هستا!
 
آب سیب و آناناس و اینجور چیزا...

يه وقت فکر ناجور نکنید!

من چيزهای بی ناموسی به شما نميديم که بخوريد!

...



...

خب! شمارنده عمر ما یه شماره دیگه هم انداخت و
 
از اونجا که من خودم نمره بیستم! شدم 20 + 1 ساله! 

به همین سادگی...

به همین خوشمزگی...

...



...

تو اين ۱ سالی که از 20 تا 20+1 گذشت خيلی اتفاقا برام افتاد!

که خب بيشترش خوب و شيرين بود...

 ولی خب خوب و بد برای همه هست! برای منم اتفاقهای بد زياد افتاد..

ولی با همه خوب و بدش،زندگيمو دوست دارمش...

خودمم دوست دارم!  چون اعتقاد دارم حتی اگه يه نفرم نباشه که آدمو
 
دوست داشته باشه،
ديگه خودش که ميتونه واسه خودش Love بترکونه!

 (اينو واسه اونايی گفتم که فکر ميکنن اگه يه BF يا GF نداشته باشن، هيشکی
 
دوستشون نداره و تهنای تهنان!! )

پس ميشه حتی تو بدتريت شرايط هم اميدوار بود!
 
تلاش کرد تا از زندگی و جونيمون به بهترين نحو استفاده کنيم...

تو تلاشتو بکن! اگه اونی که اون بالاست کمکت نکرد، بيا بزن در گوش من!

اينا رو گفتم که بگم ميشه هر روز،روز تولد ما باشه! روز تولد و جشن تولد
 
فقط يه يادآوريه! يه هشداره...

هشدار برای اين که عزيز جون! تو هستی! وجود داری! زنده ای! 

تو روز تولدتو خودت انتخاب نکردی! ولی ميتونی کاری کنی
 
که از به دنيا امدنت لذت ببری!

از اين که تو اين دنيا هستی حال کنی! عشق کنی...

پس هر وقت اراده کنی روز تولدته! هر وقت که خواستی روزی رو که آغاز کنی
 
مال تو باشه روز تولدته! هر وقت که به خود باوری و کمال برسی روز تولدته!

...

اينا يه گوشه ای از حرفهايی بود که من پارسال روز تولدم نوشته بودم!

( پارسالم مال سال قبلش رو نوشته بودم! ) که الان بازم اونا رو تکرار کردم!

هم واسه اين که يه تجديد خاطره ای واسه خودم بشه و ببينم که چقدر زود
 
از پارسال به امسال
رسيدم!  و هم اينکه تاکيد داشته باشم که ميشه

خوب زندگی کرد و خوب برخورد کرد و خوب ديدو شنيد و رفتار کرد!  

فقط بايد خودمون بخوايم!! 

ديگه انقدر منگول بازی از خودتون در نيارين و تو دلتون غم و غصه انبار نکنيد
 
که بعدا از يه جا ديگتون بزنه بيرون...  

شاد باشيد و از زندگيتون لذت ببريد که ديگه از اين فرصت ها گيرتون نمياد...

کيک تولدم هم اين پايينه!  

اول یه نمای کلوزآپ ببینید ازش :

...



...

خب! حالا بفرمایید!!

راستی! ظرفها رو هم نميخواد جمع کنيد! خودم ميشورمشون!

نوش جونتون...

خوشحال باشید و خوش تیپ!

فعلا بای بایه همگی شما...

  
...



نوشته شده توسط Mohammad86 در ساعت 1:51 قֽظֽ
لینک ثابت || نظرات (110)

 


 

شنبه، 23 آذرماه 1387

آلبرت انیشتین :

دستهایت را برای یک دقیقه بر روی بخاری بگذار ،

 این یک دقیقه برای تو مانند یک ساعت میگذرد!

با یک دختر خوشگل یک ساعت همنشین باش ،

 این یک ساعت برای تو به سرعت یک دقیقه میگذرد!

و این همان قانون نسبیت است !

شنبه، 18 آبانماه 1387

...


"A Thousand Kisses Deep"

Leonard Cohen


The ponies run, the girls are young,
The odds are there to beat.
You win a while, and then it’s done –
Your little winning streak.
And summoned now to deal
With your invincible defeat,
You live your life as if it’s real,
A Thousand Kisses Deep.

I’m turning tricks, I’m getting fixed,
I’m back on Boogie Street.
You lose your grip, and then you slip
Into the Masterpiece.
And maybe I had miles to drive,
And promises to keep:
You ditch it all to stay alive,
A Thousand Kisses Deep.

And sometimes when the night is slow,
The wretched and the meek,
We gather up our hearts and go,
A Thousand Kisses Deep.

Confined to sex, we pressed against
The limits of the sea:
I saw there were no oceans left
For scavengers like me.
I made it to the forward deck.
I blessed our remnant fleet –
And then consented to be wrecked,
A Thousand Kisses Deep.

I’m turning tricks, I’m getting fixed,
I’m back on Boogie Street.
I guess they won’t exchange the gifts
That you were meant to keep.
And quiet is the thought of you,
The file on you complete,
Except what we forgot to do,
A Thousand Kisses Deep.

And sometimes when the night is slow,
The wretched and the meek,
We gather up our hearts and go,
A Thousand Kisses Deep.

The ponies run, the girls are young,
The odds are there to beat . . .

یکشنبه، 5 آبانماه 1387

چند روز پیشا به علت مشکلی که تو برق

مرکز مخابرات منطقه ما بوجود امده بود

یه ٥ ساعتی اینترنت من فطع شده بود

و من از بی اینترنتی،گوشه اتاق کز کزده بودم

و به خودم میپیچیدم و

ملتمسانه به چراغ روی مودم ADSL ام نگاه میکردم

 که لامشب،ژون مادرت وشل شو... نیشخند

بعد نشستم حساب کردم دیدم

روزی حداقل ١٠ ساعتی من پای کامپیوتر و اینترنت

 هستم و این اصلا خوب نیست!

دارم کم کم الکی تو این دنیای مجازی غرق میشم...

باید چاره ای اندیشید !

متفکر

GSP0005624




شیر مادر چه خوبه! سمند شادی!



http://www.mohammad86.com

powered by payegan