پسری با کفشهای کتانی


چهارشنبه، 22 آذرماه 1385 22 آذر 1385

 باز باید از جادوی زن گفت،باز باید از عاشق شدن گفت...


سلام سلام! 

خوبید که؟! ........ تپلید؟!

...

میگم چطوره یه بخش آهنگهای درخواستی با محمد86 راه بندازم؟!!

بدک هم نیست که هر آهنگ تپلی که میاد رو اگه قبلا نشنیدید

اولین بار از اینجا گوش کنید!

و اما موسیقی این هفته با آهنگی از فرشید امین خواهد بود به اسم گرفتارم!

از آخرین البومش که به همین اسمه...
 


اینم داغه داغه...

کمی جینگوله! شاید بعضیهاتون خوشتون نیاد! ولی مهم نیست!

من خوشم میاد ازش! تو هم آره دیگه؟!!

...

بعضی وقتا یه نگاه ساده! میسازه از یک نفر عاشقی دل داده!!

یه روزی،خونه یه یوزری،با یه نگاهی منو تو دامش انداخت و با اولین

لمسی که کردمش یه دل نه صد دل عاشقش شدم!

.

نترس! یوزر رو نمیگم عزیزم!
 
اینو میگم!

لامصب آخرشه!! هیچی کم نداره!

چند وقتی بود که میخواستم گوشیمو عوض کنم! پولشم آماده شده بود!

ولی صبر میکنم تا پولام بیشتر آماده بشه!

میدونم که شاید دارم زیادی ولخرجی میکنم...

میدونم که شاید جوگیر شدم...

میدونم که معمولا تو اروپا و آمریکا کسی که فکر اقتصادی داره
 
700 - 600 دلار پول یه گوشی رو نمیده! و این تریپ گوشیها اکثرا فقط

بازار فروشون تو کشورهای عربی و جهان سومی و مخصوصا ایرانه!!

ایرانی که هر گونه تکنولوژی رو به هر روشی که بخوان توش محدود میکنن و

گویا فعلا فقط این گوشیهای همراهه که از گزند این جماعت در امان مونده!

میدونم که ممکنه 2 3 سال دیگه قیمتش نصف بشه...

میدونم که نمیشه دیگه باهاش مثل گوشی معمولی
 
رفتار کرد و هر جایی پرتش کرد...

میدونم که شاید من خیلی جاه طلبم و دلم میخواد که تو

همه چیز بهترینها مال من باشه...

میدونم که ...

و میدونم که و میدونم که ...

ولی خب! میخرمش!

حتی اگه به قیمت از دست رفتن 2 ماه از حقوقم باشه!!

...

مدیر عاملمون چندوقت پیشا بهم گفت که تو یه کتاب میتونی بنویسی از خاطرات نصب

ADSL و یوزرهایی که باهاشون سروکله میزنی! 

دیدم بد نمیگه! البته کتاب که نمینویسم...

ولی یه وبلاگ تپل که دارم! اینجا مینویسم!

هر چند وقت یه دفعه تصمیم دارم نکته یا داستان یا مقاله!! یا خاطره ای رو

از اتفاقاتی که تو شرکت و یا بیرون از اون بیوفته رو اینجا بنویسم!

براتون باید جالب باشه احتمالا!!

...

فتوبلاگ رو هم یه بزکی کردم! 

دیگه سعی میکنم که زود به زود آپدیتش کنم!

اگه خواستین این گوشه یه سرم به اون بزنین...

...

ممولی میگه تو ممکنه چیزی رو ندونی! ولی خوب حدس میزنی که

اون چیز ندونسته چی میتونه باشه! و این تو ترجمه خیلی به کارت میاد...

حالا من که نمیخوام مترجم بشم! ولی خب این چند وقته به این

استعداد شگرف خودم بیشتر پی بردم!!

کلا همیشه دوست داشتم از ساده ترین راه به بهترین نتیجه برسم!

از این که بشینم 2 ساعت یه متن رو بخونم و بعد هم 4 ساعت
 
تو Oxford Advanced Dictionary دنبال لغتهاش بگردم و 2 ساعت دیگه هم

وقت بذارم که ببینم متن چی به چیه اصلا خوشم نمیاد!

اینکه 15 دقیقه یه متن 2 صفحه ای رو بخونم و هر اونچه که برام لازمه رو از

توش با حدس و گمان و یا اطلاعات دست و پا شکسته در بیارم برام لذت بخش تره!

البته میدونم! تنبل نمیشم! دنبال یادگیری بیشتر هم هستم!

دعوام نکن!!

...

مثلا خصوصی:

گفته بودم یه ممولی تنبل خوابالوی شیکمو پیدا کردم!
 
ایناهاش...



نوشته شده توسط Mohammad86 در ساعت 0:17 قֽظֽ
لینک ثابت || نظرات (29)

 


 

شنبه، 23 آذرماه 1387

آلبرت انیشتین :

دستهایت را برای یک دقیقه بر روی بخاری بگذار ،

 این یک دقیقه برای تو مانند یک ساعت میگذرد!

با یک دختر خوشگل یک ساعت همنشین باش ،

 این یک ساعت برای تو به سرعت یک دقیقه میگذرد!

و این همان قانون نسبیت است !

شنبه، 18 آبانماه 1387

...


"A Thousand Kisses Deep"

Leonard Cohen


The ponies run, the girls are young,
The odds are there to beat.
You win a while, and then it’s done –
Your little winning streak.
And summoned now to deal
With your invincible defeat,
You live your life as if it’s real,
A Thousand Kisses Deep.

I’m turning tricks, I’m getting fixed,
I’m back on Boogie Street.
You lose your grip, and then you slip
Into the Masterpiece.
And maybe I had miles to drive,
And promises to keep:
You ditch it all to stay alive,
A Thousand Kisses Deep.

And sometimes when the night is slow,
The wretched and the meek,
We gather up our hearts and go,
A Thousand Kisses Deep.

Confined to sex, we pressed against
The limits of the sea:
I saw there were no oceans left
For scavengers like me.
I made it to the forward deck.
I blessed our remnant fleet –
And then consented to be wrecked,
A Thousand Kisses Deep.

I’m turning tricks, I’m getting fixed,
I’m back on Boogie Street.
I guess they won’t exchange the gifts
That you were meant to keep.
And quiet is the thought of you,
The file on you complete,
Except what we forgot to do,
A Thousand Kisses Deep.

And sometimes when the night is slow,
The wretched and the meek,
We gather up our hearts and go,
A Thousand Kisses Deep.

The ponies run, the girls are young,
The odds are there to beat . . .

یکشنبه، 5 آبانماه 1387

چند روز پیشا به علت مشکلی که تو برق

مرکز مخابرات منطقه ما بوجود امده بود

یه ٥ ساعتی اینترنت من فطع شده بود

و من از بی اینترنتی،گوشه اتاق کز کزده بودم

و به خودم میپیچیدم و

ملتمسانه به چراغ روی مودم ADSL ام نگاه میکردم

 که لامشب،ژون مادرت وشل شو... نیشخند

بعد نشستم حساب کردم دیدم

روزی حداقل ١٠ ساعتی من پای کامپیوتر و اینترنت

 هستم و این اصلا خوب نیست!

دارم کم کم الکی تو این دنیای مجازی غرق میشم...

باید چاره ای اندیشید !

متفکر

GSP0005624




شیر مادر چه خوبه! سمند شادی!



http://www.mohammad86.com

powered by payegan