پسری با کفشهای کتانی


سه شنبه، 12 دیماه 1385 12 دی 1385

 قسمت میدم که از عشقم نگذری...



آهاااااای بی وفاها!!

فتوبلاگم رو دیگه دوست ندارین؟!

خیلی وقته آپ شده ها!

...

چند وقت پیشا داشتم مشکل یه یوزری رو حل میکردم که حرفامون کشیده
 
شد به سرعت اینترنت و وضعیت تخیلی IT تو ایران و این حرفها!

که گفت من مجبورم فعلا اینجا رو با همین وضعیت تحمل کنم
 
تا برم تورنتو،شهر خودمون!

از اونجایی که خیلی خوب فارسی صحبت میکرد فکر کردم از این

دخترهای غرب زدست که 2 روز رفته اونور آب و حالا

یادش رفته که از کجا امده و به کجا می رود!

گفتم یه جوری به تورنتو میگید شهرمون! آدم فکر میکنه اصالتآ کانادایی هستین
 
و واسه تفریح و تیریپ توریسیتی امدین ایران!!

گفت نه خب! من اصالتم ایرانیه! تو کانادا به دنیا امدم! تو فرانسه بزرگ شدم!

تو دانمارک ازدواج کردم! توی کویت دخترم رو به دنیا اوردم!

و حالا هم بعد 20 30 سال! برگشتم وطن عزیزم!!!

برام خیلی جالب بود حرفاش و اینکه بعد این همه سال و گشت و گذار

تو این همه کشور تپل!! باز هم عقیده داشت که ایران بهترین جا برای زندگیه!

وقتی بهش گفتم که من با 21 سال سن انقدر در ماه حقوق میگیرم
 
و تازه راضی هم هستم!! کلی خندید و باور نمیکرد!

گفت این پولی که تو میگی! پول یه روز بازی و گشت و گذار دختر من تو

شهربازی دبی و یه وعده فست فودشه!!

کلی با هم صحبت کردیم و کلی چیز میز ازش یاد گرفتم!

در آخر هم یه نصیحت مادرانه بهم کرد و گفت حتما زود ازدواج کن!!!

دختر ایرونی خیلی خوب و جذابه!! از دستشون نده!

وقتی که به عنوان یه هدیه خیلی خیلی کوچیک یه کارت
 
20 ساعته بهش دادم که کارش تا مدتی که تو ایرانه راه بیوفته و
 
از ما خاطره خوبی داشته باشه! گفت دخترم میگه یه چیزی بهتون بگم!

گفتم چی؟!  گفت میگه اینترنت اینا خیلی دهاتیه!!

البته ناراحت نشیدا!! ولی خب راست میگه دیگه...



...

شنیده بودم این چینیها ادمهای بسیار مارمولکی هستن و هر چیزی

رو که تو بخوای برات میتونن جعل کنن و برات با اسم اصلش بفروشن!

ولی چند روز پیش کاملا به این قضیه ایمان اوردم!!

طبق معمول رفته بودم خونه یه یوزری برای نصب ADSL!

کارم که تموم شد یارو گقت آقا تو از گوشیهای تلفن همراه هم

چیزی سر در میاری؟!! گفتم ای بابا! نزن این حرفو دیگه!

ما زندگیمون اصلا همین اینترنت و موبایل و کامپیوتر و ایناست!

اونم گفت ای ول! حدس میزدم! پس صبر کن یه چیزی بیارم خوشحالت کنم!

دیدم رفت و از اون اتاق یه دستگاهی ( که عمرا نمیشد تشخیص داد گوشیه! )
 
اورد و گفت این با تالیا و ایران سل کار میکنه! ولی 912 روش نمیکنه!

اون دستگاهی که میگم دقیقا اگه میذاشتم کف دستم یه ذره کوچیکتر بود!!

پشتش دوربین داشت و کلا یه صفحه lCD بود که 4 تا دکمه هم پایینش داشت!

گفتم این اونوقت گوشیه؟!! پس دکمه هاش کو؟!!

ازم گرفتش و گفت ای بابا! دکمه نداره که! مدادیه!!

- مدادیه؟!!

دیدم از پشتش یه مداد!! ( یا همون قلم خودمون!!)

در اورد و گفت ایناهاش...

من دیگه واقعا   شده بودم!

همون یه ذره گوشی، تاچ اسکرین هم بود!!



گفتم بابا این که خیلی خفنه! جعبشو بده ببینم این چیه آخه!!

دیدم نوشته های جعبه و کل کاتالوگش چینیه چینیه! 

یارو دوباره رفت و این دفعه یه گوشی دیگه اورد گفت حالا این چطوره؟

دیدم یه گوشیه مشکی قرمزه!! دقیقا کپ مدل شکلات LG!

یعنی مو نمیزد! فقط بالاش به جای لوگوی LG یه چیز چینی نوشته شده بود!!



گفت اونجا ( چین!! ) هر گوشی که بخوای اگه سفارشت زیاد باشه
 
با هر مارکی که بخوای برات میزنن!!

من خودم گفتم 2 تا نوکیا 8800 برام بزنن!!

دیدم دست کرد تو چیبش و گفت ایناهاش...



پشت گوشی رو که باز کردم دیدم زده Made in Finland

گفتم جون حاجی اذیت نکن ما رو! این که فنلاندیه!! 

گفت به جون کی قسم بخورم که اینو دقیقا همون چینیه برام زده!!

تازه بعضیهاشو Made in Germany هم میزنه برات!!

اونم با چه قیمتی؟! فقط 300 $

خلاصه که بسی حقایق ها بر ما آشکار شد و

کلی کف کردیم از کار این چینیها!!

...
 
این شهرام خان صولتی که الان دارین ازش آهنگ قسم از

آلبوم قسم که تا چند وقت دیگه میاد به بازار رو گوش میدین

یه زمانی میگفت سیبیلامو زدم و موهامم مش کردم که

یه شهرام متفاوت ببینید و دیگه آهنگ عشقولانه نمیخونم

و تا اطلاع ثانوی عاشقی تعطیله و این حرفها...

ولی گویا انقدر متفاوت شد که حال همه به هم خورد

و همونطور که در شکل ملاحظه میکنید

دوباره برگشت به همون حالت اول...

...

تو فکر کنم خوشت بیاد ازش! نه؟!



نوشته شده توسط Mohammad86 در ساعت 1:29 قֽظֽ
لینک ثابت || نظرات (59)

 


 

شنبه، 23 آذرماه 1387

آلبرت انیشتین :

دستهایت را برای یک دقیقه بر روی بخاری بگذار ،

 این یک دقیقه برای تو مانند یک ساعت میگذرد!

با یک دختر خوشگل یک ساعت همنشین باش ،

 این یک ساعت برای تو به سرعت یک دقیقه میگذرد!

و این همان قانون نسبیت است !

شنبه، 18 آبانماه 1387

...


"A Thousand Kisses Deep"

Leonard Cohen


The ponies run, the girls are young,
The odds are there to beat.
You win a while, and then it’s done –
Your little winning streak.
And summoned now to deal
With your invincible defeat,
You live your life as if it’s real,
A Thousand Kisses Deep.

I’m turning tricks, I’m getting fixed,
I’m back on Boogie Street.
You lose your grip, and then you slip
Into the Masterpiece.
And maybe I had miles to drive,
And promises to keep:
You ditch it all to stay alive,
A Thousand Kisses Deep.

And sometimes when the night is slow,
The wretched and the meek,
We gather up our hearts and go,
A Thousand Kisses Deep.

Confined to sex, we pressed against
The limits of the sea:
I saw there were no oceans left
For scavengers like me.
I made it to the forward deck.
I blessed our remnant fleet –
And then consented to be wrecked,
A Thousand Kisses Deep.

I’m turning tricks, I’m getting fixed,
I’m back on Boogie Street.
I guess they won’t exchange the gifts
That you were meant to keep.
And quiet is the thought of you,
The file on you complete,
Except what we forgot to do,
A Thousand Kisses Deep.

And sometimes when the night is slow,
The wretched and the meek,
We gather up our hearts and go,
A Thousand Kisses Deep.

The ponies run, the girls are young,
The odds are there to beat . . .

یکشنبه، 5 آبانماه 1387

چند روز پیشا به علت مشکلی که تو برق

مرکز مخابرات منطقه ما بوجود امده بود

یه ٥ ساعتی اینترنت من فطع شده بود

و من از بی اینترنتی،گوشه اتاق کز کزده بودم

و به خودم میپیچیدم و

ملتمسانه به چراغ روی مودم ADSL ام نگاه میکردم

 که لامشب،ژون مادرت وشل شو... نیشخند

بعد نشستم حساب کردم دیدم

روزی حداقل ١٠ ساعتی من پای کامپیوتر و اینترنت

 هستم و این اصلا خوب نیست!

دارم کم کم الکی تو این دنیای مجازی غرق میشم...

باید چاره ای اندیشید !

متفکر

GSP0005624




شیر مادر چه خوبه! سمند شادی!



http://www.mohammad86.com

powered by payegan