پسری با کفشهای کتانی


چهارشنبه، 4 بهمنماه 1385 4 بهمن 1385

 بازم محرم!......بازم یه حسین پارتی دیگه!

 



سلام بروبکس!

خیلی وقت بود که اینجا روضه نخونده بودم،دلم تنگیده بود!

امروز امدم براتون بگم که :

اين روزها كه توی ایام محرم هستيم،سر و صداي زيادي تو شهرمون برپاست و

بسياري از مردم بخاطر مرگ حسين و يارانش در كربلا عزادارند و تكيه و نوحه

و تعزيه و از اين جور برنامه ها برپا ميكنند...

خيلي ها هم كه به اعمالي كه از نظر دين مبين اسلام حرام و گناه به شمار ميرفتند
 
اشتغال داشته اند در اين ماه توبه كرده و عابد شده اند!!

تو اين ماه بيش از ماههاي ديگه نون جماعت ريش و پشمی!! تو روغنه و از

جاهليت قشر عظيمي از جامعه نهايت استفاده رو ميبرن و اون نوحه خونهای
 
معلوم الحال هم ميرن بالاي منبر و ميكروفون رو ميگيرن دستشون و

چهار تا جمله عربي و فارسي رو با هم قاطي ميكنن و تحويل مردم ميدن
 
كه خودشونم از معنيش سر در نميارن و هر دفعه هم روايت كربلا
 
بواسطه پيشرفت علم و گذشت زمان!! دستخوش تغييرات ميشه

و داستانها و نکته های جدیدی بهش اضافه میشه...

...

تو اين ماه بعضي از مردم يه حركاتي از خودشون نشون ميدن

كه همون 1400 سال پيش هم اون عرباي بدوي!! اين كارا رو نميكردن! 

كارهايي از قبيل زنجير زدن و قمه زدن!! كه حتي در بعضی از شهرها

دیده شده که مردم قلابهاي سلاخي رو توي كتفشون فرو ميكنن
 
و ازشون وزنه آويزون ميكنن و به اصطلاح ميخوان به اين طريق ناراحتي خودشون
 
رو از مرگ آقاشون نشون بدن!! بعضي از مردم هم به سر و كله خودشون گل ميمالن
 
كه احتمالا ميخوان خودشون رو استتار كنن!! كه اين جهالت رو امروزه تو عربستان كه
 
مهد اسلامه و جهل مردمش زبانزده و تاريخ تاريكي هم داره نميبينيم و اين وسط

ما شديم كاسه داغتر از آش...



...

خوشبختانه اين حركات در تاريخ و فرهنگ غني ما ايرانيها ريشه نداره و سر آغازش
 
تو تاريخ معاصر و دوره صفويه است كه فكر نميكنم نيازي به معرفي داشته باشن!
 
درست مثل وضعيت حال حاضر ايران،اون موقع هم آخوندا قدرت رو در دست داشتن
 
با اين تفاوت كه بجاي واژه رهبر كبير انقلاب از واژه شاه استفاده ميشده!!

خلاصه اينكه قمه زنی و زنجیرزنی و اين بساطها به مرور زمان به شهرهاي ديگه هم
 
انتقال پيدا كرد و دربين بعضي از مردم رواج يافت تا زمان رضا خان ميرپنج!!
 
كه من با اينكه بعضيها به عنوان يه ديكتاتور ازش ياد ميكنم كار ندارم و

اگه دوره 19 ساله حكومتش رو با 27 - 28 سال حكومت آقايان مقايسه كنيم

ميبينيم كه چه زحماتي براي ايران كشيده و يكي از كارهاي بزرگي كه كرد
 
اين بود از انجام اينجور برنامه ها جلوگيري كرد و براي يه مدت هم كه شده
 
مردم رو از شر اين اراجيف راحت كرد!!!

...

متاسفانه ما ايرانيها هميشه بجاي اينكه به كليات و مسائل اصلي بپردازيم

خودمون رو به جزئيات و خرده مسائل سرگرم ميكنيم و چهره حقيقت را

كمرنگ ميكنيم و این امر توی ماه محرم کاملا به چشم میاد...

...

تو این ماه همه یه دفعه سیاه پوش میشن...

پشت و جلو و روی کاپوت ماشینهامون جمله های یاحسین و یا ابوالفضل و ...

خودنمایی میکنه! تو این ایام میتونی راحت شیشه های ماشینو بدی پایین
 
و صدای ضبطم تا ته زیاد کنی و  یه نوحه!! به سبک شادمهری،بنیامینی!

بذاری و حالش رو ببری!

...

آرایشهای دختران هم متناسب با اوضاع و احوال این ماه کمی

غلیظ تر و تیره تر ( به اصطلاح Dark تر! ) میشود!

بروبچ مذکر هم چند روز قبل از شروع مراسم معمولا تو آرایشگاهها

صف کشیدن تا خودشون رو اصلاح!! کنن و خوشبو و خوشگل و خوشمل!

در مراسم عزاداری شرکت کنن!



...

تو این ماه یه دفعه همه مسجدها شلوغ میشه و ملت هجوم میارن
 
و در صفوف نماز جماعت شرکت میکنن! به خصوص وقتی که اون شب،

اون مسجد! برای شام کباب بدهد...

...

تو این چند شب معمولا همه دخترها و پسرها آزاد تر از قبل هستن برای بیرون رفتن
 
از خونه و دیر برگشتن! در نتیجه فرصت بسیار خوبیست برای عزاداریهای 2 نفره
 
و ثواب بردن دوبل! اگر هم تنها هستین،نگران نباشید! تو این چند شب به وفورررررر
 
هستن کسانی که اونا هم تنها هستن و دنبال پارتنر! و یا همون دوستی میگردن
 
که تنهایی برای امام حسین اشک نریزن و حوصلشون سر نره!! 

...

تو این ایام! ناهار ظهر عاشورا معمولا خیلی طرفدار داره...

روز عاشورا خیابونا پرمیشه از دسته های عزاداری و نوحه خونی و همه
 
از بچه ۸ ساله بگیر تا پیرمرد ۸۰ ساله اومدن بیرون...

تو دسته ها رو که نگاه می کنی نصف بیشترشونو جوونای ۱۵ تا ۲۵ ساله
 
تشکیل میدن و یه جوری زنجیر میزنن که آدم فکر می کنه
 
اینا دیگه ته ایمان و عشق و معرفتن...

اما وقتی اعلام میکنن که برای بر پایی نماز ظهر عاشورا آماده شین،

نصف بیشتر صف ها رو مردهای ۳۵ به بالا تشکیل میدن! پس کجا هستند

نسل سومی که مثلا قراره آینده این مملکت اسلامی!! رو بسازن؟!

مگر نه این که امام حسین برای همین نماز و زنده نگه داشتن
 
اسلام شهید شده؟! 

مگر تمام این عزاداری ها و اشک ریختنا برای زنده نگه داشتن
 
یاد و خاطره اون عزیز نیست؟!

ولی این حرفها دیگه براشون تکراری شده! خوردن کباب ظهر عاشورا

از خوندن نماز براشون لذت بخش تره! پس کنار خیابون می ایستن و

خاطرات دختربازیشونو  تعریف می کنن تا وقت ناهار برسه...
 
( این 1 تیکه کپی پیست شده!! از وبلاگ سابقم بود!  )

...

و اما شام غریبان هم برای خودش حال و و هوایی دگر دارد و البته جا و مکانی!! 

که از عمده آنها میتوان به میدون معلوم الحال محسنی! و همچنین

خیابان عباس آباد و ... اشاره کرد!

در این شب معمولا همه دست در دست هم شمعی رو گرفته

و روشن کرده و احتمالا فوت کرده! و از کنار هم بودنشان لذت میبرند!

زیرا که معمولا دیگر هیچ کسی در این ایام بهشون گیر نمیدهد!

حال چه خانواده باشد، چه نیروی انتظامی باشد و چه هر کس دیگر...

در این شب که آن را عده ای Pre Vallentine هم مینامند! معمولا همه تا

پاسی از شب بیرون هستند و به گشت و گذار میپردازند

و بعد هم نخود نخود،هر کی می رود خانه خود و تمام!!!

از فردا دیگر نه حسینی می شناسند و نه نمازی

و نه عاشورایی و نه شام غریبانی!!

...

البته من اصلا قصد توهین به هیچ شخص یا گروه یا حزب و دسته ای رو ندارم!

نمیگم هم که همه ملت ما اینجوری هستن که گفتم! 

ولی خب،باید قبول کرد که خیلی وقته که اصل قضیه فراموش شده...

خیلی وقته که فکر میکنیم هر چی علم دسته ما بزرگتر و تیغه هاش

بیشتر باشه،ثوابش بیشتره!

ایام محرم هم شده مثل ایام چهارشنبه سوری و یا همون ولنتاین! که ملت

میان بیرون و خوش میگذرونن و برای چند شب هم که شده خودشون رو آزاد

و بدون محدودیت های همیشگی و دست و پاگیر میبینن...

به هر حال امیدوارم که خدا از همه ما راضی و خشنود باشه و ما هم تو این ایام

یه رفرشی بشیم و بیشتر فکر کنیم به خودمون،ملتمون،دینمون و کارهایی که

داریم انجام میدیم و این فکر کردن فقط محدود به این ایام و این شبها نباشه...

لعنت الله علی قوم الظالمین!

والسلام علیکم ورحمه الله و برکاته...

  

...

* آهنگ این هفته وبلاگ رو هم مهمان حاج غلام کویتی پور هستیم!

( حجمش 800 کیلو بایت می باشد! ) اگه لود نشده تا الان،اندکی صبر کن

لود میشه و میتونی گوش بدی و حالش رو ببری...




* پارسال یه همچین موقعهایی،یه پستی در مورد همین حسین پارتی نوشته بودم

که با استقبال تپلی از جانب خوانندگان وبلاگ مواجهه شد!

اگه دوست داشتی،کلید Shift رو نگه دار و روی اینجا کلیک کن و برو بخونش...




نوشته شده توسط Mohammad86 در ساعت 11:13 بֽظֽ
لینک ثابت || نظرات (32)

 


 

شنبه، 23 آذرماه 1387

آلبرت انیشتین :

دستهایت را برای یک دقیقه بر روی بخاری بگذار ،

 این یک دقیقه برای تو مانند یک ساعت میگذرد!

با یک دختر خوشگل یک ساعت همنشین باش ،

 این یک ساعت برای تو به سرعت یک دقیقه میگذرد!

و این همان قانون نسبیت است !

شنبه، 18 آبانماه 1387

...


"A Thousand Kisses Deep"

Leonard Cohen


The ponies run, the girls are young,
The odds are there to beat.
You win a while, and then it’s done –
Your little winning streak.
And summoned now to deal
With your invincible defeat,
You live your life as if it’s real,
A Thousand Kisses Deep.

I’m turning tricks, I’m getting fixed,
I’m back on Boogie Street.
You lose your grip, and then you slip
Into the Masterpiece.
And maybe I had miles to drive,
And promises to keep:
You ditch it all to stay alive,
A Thousand Kisses Deep.

And sometimes when the night is slow,
The wretched and the meek,
We gather up our hearts and go,
A Thousand Kisses Deep.

Confined to sex, we pressed against
The limits of the sea:
I saw there were no oceans left
For scavengers like me.
I made it to the forward deck.
I blessed our remnant fleet –
And then consented to be wrecked,
A Thousand Kisses Deep.

I’m turning tricks, I’m getting fixed,
I’m back on Boogie Street.
I guess they won’t exchange the gifts
That you were meant to keep.
And quiet is the thought of you,
The file on you complete,
Except what we forgot to do,
A Thousand Kisses Deep.

And sometimes when the night is slow,
The wretched and the meek,
We gather up our hearts and go,
A Thousand Kisses Deep.

The ponies run, the girls are young,
The odds are there to beat . . .

یکشنبه، 5 آبانماه 1387

چند روز پیشا به علت مشکلی که تو برق

مرکز مخابرات منطقه ما بوجود امده بود

یه ٥ ساعتی اینترنت من فطع شده بود

و من از بی اینترنتی،گوشه اتاق کز کزده بودم

و به خودم میپیچیدم و

ملتمسانه به چراغ روی مودم ADSL ام نگاه میکردم

 که لامشب،ژون مادرت وشل شو... نیشخند

بعد نشستم حساب کردم دیدم

روزی حداقل ١٠ ساعتی من پای کامپیوتر و اینترنت

 هستم و این اصلا خوب نیست!

دارم کم کم الکی تو این دنیای مجازی غرق میشم...

باید چاره ای اندیشید !

متفکر

GSP0005624




شیر مادر چه خوبه! سمند شادی!



http://www.mohammad86.com

powered by payegan