
فرشته ای از آسمونه،ولی کسی نمیدونه...
سلام سلام! 
خوبید شما؟! خوشید؟! سرحالید؟! کپل مپلید؟! 
عرضم به خدمت شما که این زمونه تازگیا با ما داره بد بازیی رو شروع میکنه!
البته من که عمرآ Game Over نمیشم! خودشم اینو میدونه! تو هم میدونی!
ولی خب باید محکم بود و جنگید!
همیشه که زندگی به کام آدم و هلو بپر تو گلو نیست!
خلاصه که بهش گفتم بچرخ تا بچرخیم ببین آخر کی روتو کم میکنم!!! 
اینه که یه مدتی کمیاب شده بودیم... 
و اما تازگيا دقت کردين که چقدر دختر و پسرها با هم مهربون شدن؟!
ديدین چقدر اين دخترا آدمو تحويل ميگيرن و هی لبخند و چشمک تحويلتون ميدن؟! 
ديدین هی زنگ ميزنن و ميگن بريم بيرون و دلم واست تنگ شده و اين حرفها؟! 
ديدین چقدر خوب شدن و راحت شماره موبايل و ID وآدرس خونه
و وبلاگشون رو ميدن؟!
يه خبرايی شده! نه؟!
يه اتفاقی قراره بيفته! ............. بــــــــــــــــــــــــــــــــــله... 
ولنتاين نزديکه... 

خـــــــــــــــــــــــــــــــــب!
ديگه محرم و حسين و عزاداری و عاشورا تموم شد!!!
و حالا باز يه فرصت ديگه پيش امده تا اين جوونهای پرشور و هيجان و انقلابی!! 
بريزن تو خيابونا و اين بار عشقشون رو به معشوقه زمينيشون نشون بدن! 
بعضی از تلويزيونها و راديو های معلوم الحال!!
هم که از چند روز قبل جوسازی
رو شروع کردن که وعده ما اين ميدون و اون ميدون و فلان ساعت که بريزیم تو خيابونا
و بگيم که ما عاشقيم و چيزی از بقيه ملتها کم نداريم و ميتونيم حقمون رو از اين
حکومت با اينکارا بگيريم و هزار یک چرند دیگه... 
بازار عطر و شکلات و گل و عروسکم که داغه داغه و همه فروشنده ها سعی ميکنن که
آخرين اجناس خودشون رو با آخرين قيمتی که ميتونن!! تو پاچه مشتری ها بکنن! 
چون ميدونن که فقط ۱ بار در سال فرصت دارن که اينجوری پولها رو به طرف
خودشون سرازير کنن...
به قول یه عزیزی : ولنتاین! به نام عاشقان،به کام تاجران!! 
مثلا گل رزی که تا هفته پيش ۵۰۰ تومان بود!! يه دفعه ميشه ۱۰۰۰ تومان،چون فصل
زمستون هم هست ۵۰۰ تومانم بابت کميابيش ميگيرن و ۵۰۰ تومان هم بابت اين
روز فرخنده اضافه ميکنن!!! و خلاصه بعضی جاها تا ۲۰۰۰ تومان
هم يه شاخشو ميفروشن!! 
عروسک و شکلات هم که ديگه جای خود داره!!
همه سعی ميکنن تا گرونترين و خوشگلترين نوعش رو بخرن تا ارزش عشق!!
و دوست داشتنشون معلوم بشه و جلو بقيه کم نيارن!! 
تو اين روزا همه با هم خوب و خوشن و همديگه رو تند تند ميبينن و تو هر
کافی شاپی رو که ميبينی يه عالمه قلب و کبوتره که بالای ميزا در حال حرکته!!
و خلاصه همه دارن لاااااااااااااااااااو ميترکونن...
اما يه چيزی...
چه فایده ای داره روزی که اون ميدونه به فکرش هستی، به فکرش باشی؟! 
چه ارزشی داره روزی که اون ميدونه هدیه ميگيره،
بهش هدیه و گل و شکلات و ... بدی؟!! 
دیگه نه رازی هست و نه رمزی! اصل حالش اينه که هدیه غیرمنتظره باشه... 
اصلاً چه معنی داره که همه دختر و پسرهای دنیا
در یک روز مشخص Love بترکونن؟!!
مگه بقیه روزهای خدا را ازشون گرفتن آخه؟! 
باور کنيد که عشق اصلاً به رنگ این قلب های پلاستیکی توی ویترین ها نیست...
عشق اصلاً شکل این خرس های پشمالو و سگ های خندان و گربه ها و
کلاغهای عجیب و غریب نیست! 
عشق اصلا بوی تند این ادکلن هایی را نميده که همه به
ترفندی توی شیشه های رنگی جا شدن... 
عشق اصلا شبیه هیچ کدوم از اينا نيست!!! 
رنگ و بوی عشق و دوست داشتن خیلی ملایم تر و آروم تر
و درونی تر از این حرف هاست!
ولی خب! حالا که همه تو این جو رفتن،تو اين روزا بيشتر به فکر خودتون و
اونی که دوستش دارين باشين و سعی کنيد که بهتون خوش بگذره
و از اين با هم بودنتون لذت ببريد! 
يادتونم باشه که ولنتاين فقط واسه زيد بازی نيست!!!
واسه پدر و مادر و خونواده و دوست های همجنس و کلا همه کسايی که
دوستشون داريد ميتونيد گل بخرين و بهشون ابراز محبت کنيد... 
ولی به شرطی که ادامه دار باشه و فقط مختص به ۱ روز خاص نباشه...
تو اين ۱ روز که همه چی زيباست و همه بازی عشقو بردن!!
ولی اگه تو کل دوران دوستيتون تونستی خوشحالش نگه داری،بازی رو بردی!
یادمونم باشه که زیبایی ما، در فردیت ماست... 
پس هر غلطی همه کردن،تو نکن!!! 
عوضش يه کاری کن که همه نکرده باشن... 
کل مغازه ها و پاساژهایی که میشه رفت رو بگرد!
یه هدیه ای براش بگیر که تک باشه!
با عشق براش کادو کن! عطری که دوست داره رو بهش بزن...
شب بشین و تا صبح فکر کن که چه جوری بهش بدی ( کادو رو میگما!!
)
و چه حرفهایی بهش بزنی! فرداش ببرش جایی که اون دوست داره و
خوب تو چشاش نگاه کن و بگو که چقدر دوسش داری و برات با ارزشه و
کادوتو تقدیمش کن! اگه اونم از ته دل دوستت داشته باشه!
یکی از قشنگترین لحظه های زندگیتون رقم میخوره... 
علی ایو حال!! امیدوارم که این حال و هوا برای یک روز و چند ساعت
نباشه و استاتیکه استاتیک باشه! 
اميدوارم که همه شما به اون عشقی که ميخواين و دوست دارين برسين و
در کنار هم همیشه خوب و خوش و سلامت باشين و هيچ وقتم طعم تلخ
جدايی و دوری و دلشکستگی رو نچشين!! چون اگه واقعا دوستش داشته باشين،
خيلی سخته! خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی... 
پس دوستش داشته باشين! مواظبش باشين! درکش کنين!
تا میتونید بهش محبت کنين! اگه راه داد، يه
تپل هم بکنينش
و از زندگيتون لذت ببرين... 
فعلا بای بایه همگی شما...

...
این هفته،باز هم از منصور عزیز دعوت کردیم که بیاد و با صدای
گرمش وبلاگ ما رو یه حالی بهش بده... 

آهنگی به نام "دستمو بگیر " از آخرین آلبومش ( قشنگه )
که با هم گوش می کنیم!
من دوستش دارم! زیاده زیاد...
البته جا داره اینم بگم که این آلبوم منصور،واقعا در حد و اندازه های خودش
نبود و اشعار سطح پایین و آهنگ سازی زاغارت بدجوری خرابش کرده! 
و به نظرم یه پسرفت بزرگ برای منصوری محسوب میشه که آلبومهای موندگاری
مثل دیوونه و آهنگهایی مثل قایق کاغذی و قرارمون یادت نره و ... رو تو کارنامش داره!!
خوشبینانه ترین حالتش اینه که یه مدت ملت گوش میکنن و بعدشم مثل
خیلی آهنگها و آلبومهای دیگه از یاد میره و چیز موندگاری نیست... 
...
الان یادم امد که من فرهنگ سازی نکردم!! 
برادر من! خواهر من! چرا آخه هر کاری این غربیهای فلان فلان شده میکنن!
تو هم میکنی؟!!
بابا ما خودمون یه روزی داشتیم به اسم جشن اسفندگان!
میگی نه؟! این پایینو بخون :
برپایه پژوهش ها و منابع تاریخی برگزاری چنین جشنی در فرهنگ ایران ریشه دارد
و میان ایرانیان مرسوم بوده است...
در دفتر گاهشماری و جشن های ایران باستان آمده است که در روز
اسفند از ماه اسفند،جشنی برپا می گشت که مردگیران یا مژده گیران بوده است!
این جشن ویژه زنان بود و برای بزرگداشت آنان برپا می گشت!
مردان برای گرامیداشت آن پیشکش داده و بخشش می کردند.
زنان در آنروز فرمانروایی می کردند و مردان باید از آنان فرمان می بردند...
در تاریخ گردیزی نیز آمده است از اینروی این جشن را مردگیری می نامند
که زنان با آزادی تمام می توانستند مرد زندگی خود را برگزینند!!!
در این روز مردان از آنان فرمانبرداری می کردند و آرزوهای آنها را برآورده می ساختند...
دیدین حالا؟!
پس به جای جنگولک بازی ولنتاین،روز جشن اسفندگان که
فکر کنم 29 بهمن باشه! برو از دوست دخترت فرمان ببر!!! و این آیین را پاس بدار... 
از ما گفتن بود دیگه... 
...
تویی که تا اینجا امدی! ببین برات چی چیا پیدا کردم...
Shift رو نگه دار و رو اینجا کلیک کن! 
یه تپلشم گشتم و گشتم و اینجا برات سوا کردم! 
دلت شاد شد؟! 

شنبه، 23 آذرماه 1387
آلبرت انیشتین :
دستهایت را برای یک دقیقه بر روی بخاری بگذار ،
این یک دقیقه برای تو مانند یک ساعت میگذرد!
با یک دختر خوشگل یک ساعت همنشین باش ،
این یک ساعت برای تو به سرعت یک دقیقه میگذرد!
و این همان قانون نسبیت است !
شنبه، 18 آبانماه 1387
...
"A Thousand Kisses Deep"
Leonard Cohen
The ponies run, the girls are young,
The odds are there to beat.
You win a while, and then it’s done –
Your little winning streak.
And summoned now to deal
With your invincible defeat,
You live your life as if it’s real,
A Thousand Kisses Deep.
I’m turning tricks, I’m getting fixed,
I’m back on Boogie Street.
You lose your grip, and then you slip
Into the Masterpiece.
And maybe I had miles to drive,
And promises to keep:
You ditch it all to stay alive,
A Thousand Kisses Deep.
And sometimes when the night is slow,
The wretched and the meek,
We gather up our hearts and go,
A Thousand Kisses Deep.
Confined to sex, we pressed against
The limits of the sea:
I saw there were no oceans left
For scavengers like me.
I made it to the forward deck.
I blessed our remnant fleet –
And then consented to be wrecked,
A Thousand Kisses Deep.
I’m turning tricks, I’m getting fixed,
I’m back on Boogie Street.
I guess they won’t exchange the gifts
That you were meant to keep.
And quiet is the thought of you,
The file on you complete,
Except what we forgot to do,
A Thousand Kisses Deep.
And sometimes when the night is slow,
The wretched and the meek,
We gather up our hearts and go,
A Thousand Kisses Deep.
The ponies run, the girls are young,
The odds are there to beat . . .

یکشنبه، 5 آبانماه 1387
چند روز پیشا به علت مشکلی که تو برق
مرکز مخابرات منطقه ما بوجود امده بود
یه ٥ ساعتی اینترنت من فطع شده بود
و من از بی اینترنتی،گوشه اتاق کز کزده بودم
و به خودم میپیچیدم و
ملتمسانه به چراغ روی مودم ADSL ام نگاه میکردم
که لامشب،ژون مادرت وشل شو... 
بعد نشستم حساب کردم دیدم
روزی حداقل ١٠ ساعتی من پای کامپیوتر و اینترنت
هستم و این اصلا خوب نیست!
دارم کم کم الکی تو این دنیای مجازی غرق میشم...
باید چاره ای اندیشید !

|
|


powered by payegan