پسری با کفشهای کتانی


یکشنبه، 9 اردیبهشتماه 1386 9 اردیبهشت 1386

 فکر میکنی منم یه بی وفام،عاشقی رو میزارم زیر پام؟!

-

یک روز بعد از اون که پسر دایی عزیز،با دوست دختر عزیزترش!! از شمال پا میشن

میان تهران و ساعت 1 شب! از بی مکانی!! به خونه ما پناه میارن:

...

مامان : باید به دایی بگم یه فکری به حال حسین بکنه! دستش که بازه!

واسش ماشین که خریده! خب یه خونه هم بخره که این بره راحت اونجا زندگیشو کنه...

من : مامان جان! حسین الان که با خانوادست،اینه وضعش!! وای به حال این که

خونه مجردی هم داشته باشه...

مامان : خونه مجردی چیه؟! خب دست زنشو بگیره برن با هم زندگی کنن دیگه!

اینا که انقدر همو دوست دارن...

من : زن؟! ...... زن کجا بود مامانی؟! حسین حالا انقدر از این زنا پیدا میکنه

و ول میکنه!! تو هم چه جدی گرفتی قضیه رو ها!!! .... تازه 20 سالشه بچه!!

...

تو همین بحثها بودیم که یه دفعه خواهرم که پای TV نشسته بود و تا حالا چیزی

نمیگفت، گفت : مامان خب راست میگه محمد! پسر 20 ساله که زن نمیگیره!!

پس فردا با 2 تا بچه زیر بغلش هیچی از زندگی نمی فهمه! بزرگ شه همش عصبیه!!!!

من : .....

مامان : ....

...

واقعا بچه های این دوره زمونه عجیب آپ تو دیت هستنا!!

ما 11 - 12 سالمون بود کجا آخه از این اظهار نظرها میکردیم...

***

SMS : مشترک گرامی! آیا میدانستید با خاموش کردن لامپ های اضافی در هنگام

سکس! لذت جنسی تا 30 برابر افزایش می یابد؟!! ... روابط عمومی شرکت توانیر

***

باز هم یه اردیبهشت دیگه آمد و بازهم طرح مبارزه با بدحجابی...

ولی اینبار دیگه مثل سالهای قبل خبری از لبخندهای ملیح و تذکرهای شفاهی

و مهربانانه!! نیست...

اینبار دیگه سرو کارتون با ماشین های ضد شورش شیشه دودی و برخوردهای خشن

و بسیار جدی ماموران و درج در پرونده و بازداشت و ... و ... هست!

فیلمی که براتون گذاشتم گوشه خیلی کوچیکی از رفتار بسیار زشت و کلا اونچه

که این روزها دارن به سر زنان و دخترهای شهرمون میارن رو نشون میده...

حرف خاصی برای گفتن ندارم! تصاویر خودش گویای همه چیزه!

فقط میتونم بگم : متاسفم...

حتما دانلود کنید و ببینید! ضرر نمیکنید...

روی اینجا کلیک راست کنید و Save Target As... رو بزنید!

...

نکته: این فیلم چون با دوربین گوشی گرفته شده،برای پخش در موبایل مشکلی نداره!

ولی دوستانی که میخوان تو کامپیوتر این فیلم رو ببینن باید با برنامه Real Player

بازش کنن و به اینترنت وصل بشن و 1 دقیقه اجازه بدن تا برنامه خودش رو آپدیت کنه

و بعد به تماشا بنشینن...

***

آهنگ این هفته هم از یه عزیز بی نام و نشونه که گفتم بیاد و برامون تلفیقی از

پیانو و سه تار بزنه! موسیقی تپلیه! اگه تا الان لود نشده،اندکی صبر کنید

و گوش کنید و حالش رو ببرید...


نوشته شده توسط Mohammad86 در ساعت 3:56 بֽظֽ
لینک ثابت || نظرات (55)

 


 

شنبه، 23 آذرماه 1387

آلبرت انیشتین :

دستهایت را برای یک دقیقه بر روی بخاری بگذار ،

 این یک دقیقه برای تو مانند یک ساعت میگذرد!

با یک دختر خوشگل یک ساعت همنشین باش ،

 این یک ساعت برای تو به سرعت یک دقیقه میگذرد!

و این همان قانون نسبیت است !

شنبه، 18 آبانماه 1387

...


"A Thousand Kisses Deep"

Leonard Cohen


The ponies run, the girls are young,
The odds are there to beat.
You win a while, and then it’s done –
Your little winning streak.
And summoned now to deal
With your invincible defeat,
You live your life as if it’s real,
A Thousand Kisses Deep.

I’m turning tricks, I’m getting fixed,
I’m back on Boogie Street.
You lose your grip, and then you slip
Into the Masterpiece.
And maybe I had miles to drive,
And promises to keep:
You ditch it all to stay alive,
A Thousand Kisses Deep.

And sometimes when the night is slow,
The wretched and the meek,
We gather up our hearts and go,
A Thousand Kisses Deep.

Confined to sex, we pressed against
The limits of the sea:
I saw there were no oceans left
For scavengers like me.
I made it to the forward deck.
I blessed our remnant fleet –
And then consented to be wrecked,
A Thousand Kisses Deep.

I’m turning tricks, I’m getting fixed,
I’m back on Boogie Street.
I guess they won’t exchange the gifts
That you were meant to keep.
And quiet is the thought of you,
The file on you complete,
Except what we forgot to do,
A Thousand Kisses Deep.

And sometimes when the night is slow,
The wretched and the meek,
We gather up our hearts and go,
A Thousand Kisses Deep.

The ponies run, the girls are young,
The odds are there to beat . . .

یکشنبه، 5 آبانماه 1387

چند روز پیشا به علت مشکلی که تو برق

مرکز مخابرات منطقه ما بوجود امده بود

یه ٥ ساعتی اینترنت من فطع شده بود

و من از بی اینترنتی،گوشه اتاق کز کزده بودم

و به خودم میپیچیدم و

ملتمسانه به چراغ روی مودم ADSL ام نگاه میکردم

 که لامشب،ژون مادرت وشل شو... نیشخند

بعد نشستم حساب کردم دیدم

روزی حداقل ١٠ ساعتی من پای کامپیوتر و اینترنت

 هستم و این اصلا خوب نیست!

دارم کم کم الکی تو این دنیای مجازی غرق میشم...

باید چاره ای اندیشید !

متفکر

GSP0005624




شیر مادر چه خوبه! سمند شادی!



http://www.mohammad86.com

powered by payegan