
2 + 20
...
گاهي بايد براي بردن بازي
بين دو نيمه،دوباره متولد شد...
هه! امروز روز تولد من است! 
تو یه مقاله از قول روانشناسی خونده بودم که روز تولد خود را مهم تلقی کنید! چون
واقعا مهم هم هست.به ظرافت کار دقت کنید،یک انسان به وجود آمد
و صاحب حیات شد... 
خب ما هم مهم تلقی کردیمش و یه پست براش اینجا نوشتیم تا اندکی شاد باشیم!
گرچه هرچقدر که امروز برای من مهم است! برای دیگران یک روز عادی است...
روز تولد من آنچنان اتفاق خاصی نیافتاده! زندگی همچنان جریان دارد و هر کس دنبال
دغدغههایش میدود. فقط این سالگردها را جشن میگیریم تا شاید بهانهای پیدا شود
برای گفتن دوستت دارمها... 
پس تا هستیم در این چرخ کهن باید لمس کنیم در کف دستانمان زندگی را،
دوستی را، و عشق را. دستان یکدیگر را بفشاریم و قدر هم بدانیم چرا که این راه را
فقط یکبار طی خواهیم کرد و تکراری در پیاش نخواهد بود... 

(+) زندگی کمدی است برای آنکه فکر میکند،و تراژدی ست برای آنکه احساس میکند... 
(+) پارسال پیرالسالها همیشه تو جشن تولدهام وبلاگم ترکونده میشد و کلی آدم از این ور
اونور دعوت میشدن و 7 روز و 7شب بزن و برقص بود! ولی خب امسال دیگه نه حس و حالی
هست و نه انگیزه ای! اگه به امید یه جشن تپل امدین و خوردین تو دیوار!!! ببخشید.... 
(+) مباركمان باشد! 

شنبه، 23 آذرماه 1387
آلبرت انیشتین :
دستهایت را برای یک دقیقه بر روی بخاری بگذار ،
این یک دقیقه برای تو مانند یک ساعت میگذرد!
با یک دختر خوشگل یک ساعت همنشین باش ،
این یک ساعت برای تو به سرعت یک دقیقه میگذرد!
و این همان قانون نسبیت است !
شنبه، 18 آبانماه 1387
...
"A Thousand Kisses Deep"
Leonard Cohen
The ponies run, the girls are young,
The odds are there to beat.
You win a while, and then it’s done –
Your little winning streak.
And summoned now to deal
With your invincible defeat,
You live your life as if it’s real,
A Thousand Kisses Deep.
I’m turning tricks, I’m getting fixed,
I’m back on Boogie Street.
You lose your grip, and then you slip
Into the Masterpiece.
And maybe I had miles to drive,
And promises to keep:
You ditch it all to stay alive,
A Thousand Kisses Deep.
And sometimes when the night is slow,
The wretched and the meek,
We gather up our hearts and go,
A Thousand Kisses Deep.
Confined to sex, we pressed against
The limits of the sea:
I saw there were no oceans left
For scavengers like me.
I made it to the forward deck.
I blessed our remnant fleet –
And then consented to be wrecked,
A Thousand Kisses Deep.
I’m turning tricks, I’m getting fixed,
I’m back on Boogie Street.
I guess they won’t exchange the gifts
That you were meant to keep.
And quiet is the thought of you,
The file on you complete,
Except what we forgot to do,
A Thousand Kisses Deep.
And sometimes when the night is slow,
The wretched and the meek,
We gather up our hearts and go,
A Thousand Kisses Deep.
The ponies run, the girls are young,
The odds are there to beat . . .

یکشنبه، 5 آبانماه 1387
چند روز پیشا به علت مشکلی که تو برق
مرکز مخابرات منطقه ما بوجود امده بود
یه ٥ ساعتی اینترنت من فطع شده بود
و من از بی اینترنتی،گوشه اتاق کز کزده بودم
و به خودم میپیچیدم و
ملتمسانه به چراغ روی مودم ADSL ام نگاه میکردم
که لامشب،ژون مادرت وشل شو... 
بعد نشستم حساب کردم دیدم
روزی حداقل ١٠ ساعتی من پای کامپیوتر و اینترنت
هستم و این اصلا خوب نیست!
دارم کم کم الکی تو این دنیای مجازی غرق میشم...
باید چاره ای اندیشید !

|
|


powered by payegan