پسری با کفشهای کتانی


شنبه، 3 آذرماه 1386 3 آذر 1386

 این روزها...

...

(+) این روزها... دارم به این فکر میکنم که چقدر راحت و طی چند ساعت و یا چند روز

میتونم یه رابطه چندین وقته رو به گند بکشم و طرف رو از خودم به مرز تنفر و

انزجار بکشونم! بعد دوباره دست و پا بزنم و سعی کنم که تیکه تیکه های خورد

شده ی بنای دوستی رو دوباره از اول بنا کنم...

کلا از بچگی هم دوستم میومد هی چیزایی که دوست دارم رو خراب کنم و بعدش از

اول خودم! درستشون کنم...

ولی خب بعضی اوقات کارهایی میکنم و حرفهایی میزنم و عکس العملهایی ازخودم

نشون میدم که بعد از یه مدتی خودم هم میمونم که بشر! چیکار کردی آخه؟!!

امیدوارم دوستیهام با دیگران اونقدر عمیق باشه که با یه سری خط و خش سطحی که

خودم بهش وارد میکنم به فنا نره...

...

(+) این روزها... حال و هوای شهر بدجوری ابری و بارونیه! و معضلی که همیشه

ملت تو این روزا باهاش درگیرین چیزی نیست جز ترافیک وحشتناک و ماشینایی که

میخوان از رو عابرا رد شن و عابرایی که از رو ماشینا میخوان رد شن!

فقط کافیه یه نیم ساعت،بارون خفن بیاد،دیگه بعدش تهران جنگلی میشه که با هیچ

قانونی نمیشه سرو سامونی بهش داد...

راننده ها همه عصبانین و به هم میپرن،جوبهای آب بسته میشه و چیزی مثل سیل،

تو خیابونا جاری میشه،خیابونهای شریعتی و ولیعصر و ... کیپ تا کیپ بند میاد،تاکسیها

اکثرا دربستی سوار میکنن فقط و خیلی از ملت هم مجبور میشن کلی از مسیر

روزانشون رو پیاده طی کنن زیر بارون و و و ...

کلا ملت جالبی هستیم،با هر باد و بارون و برفی غافلگیر میشیم و آدمهای غافلگیرم

عکس العملهای عجیب و غریبی معمولا از خودشون نشون میدن و به جای اینکه ستاد

مقابله با بحران تشکیل بدیم،خودمون برای خودمون بحران ایجاد میکنیم...

...

(+)‌ این روزها... همه نگاه میکنند! ولی ما نگاه نمیکنیم!

آخه نمیتوانیم نگاه کنیم! آخه سیگنال نداریم...

آخر چرا باید درست این روزها که نزدیک کریسمس است و کلی برنامه تپل مهیا،

تنها کانال فارسی زبان محبوب من قطع شود و بقیه کانالها همچو آینه باشد آیا؟!‌

...

(+) این روزها... بعد از پوما (Puma) اولین و تنها نماینده رسمی آدیداس هم با یک

فروشگاه تو خیابون شریعتی کار خودشو شروع کرده.برام جالب بود که به عنوان یکی از

اولین نفرات بازدیدی ازش داشته باشم.محیطی آرام،با موسیقی جذاب و طراحی

داخلی زیبا و منحصر به فرد که لذت خرید کردن رو براتون دوچندان میکنه...

خلاصه اگه اسپرت باز هستین، آدیداس رو فراموش نکنید! وب سایتشونم

اینجاست،دوست داشتین یه چرخ بزنید توش...

هه! عاشق این 3Bars Logo و هر ۳ خط دیگری هستم که نشانی از adidas دارد...

...

(+) این روزها... مردم ما به همديگه،فقط زود عادت مي كنن!

حقا كه بي وفايي رو،خوب هم رعايت ميكنن...


نوشته شده توسط Mohammad86 در ساعت 9:47 بֽظֽ
لینک ثابت || نظرات (3286)

 


 

شنبه، 23 آذرماه 1387

آلبرت انیشتین :

دستهایت را برای یک دقیقه بر روی بخاری بگذار ،

 این یک دقیقه برای تو مانند یک ساعت میگذرد!

با یک دختر خوشگل یک ساعت همنشین باش ،

 این یک ساعت برای تو به سرعت یک دقیقه میگذرد!

و این همان قانون نسبیت است !

شنبه، 18 آبانماه 1387

...


"A Thousand Kisses Deep"

Leonard Cohen


The ponies run, the girls are young,
The odds are there to beat.
You win a while, and then it’s done –
Your little winning streak.
And summoned now to deal
With your invincible defeat,
You live your life as if it’s real,
A Thousand Kisses Deep.

I’m turning tricks, I’m getting fixed,
I’m back on Boogie Street.
You lose your grip, and then you slip
Into the Masterpiece.
And maybe I had miles to drive,
And promises to keep:
You ditch it all to stay alive,
A Thousand Kisses Deep.

And sometimes when the night is slow,
The wretched and the meek,
We gather up our hearts and go,
A Thousand Kisses Deep.

Confined to sex, we pressed against
The limits of the sea:
I saw there were no oceans left
For scavengers like me.
I made it to the forward deck.
I blessed our remnant fleet –
And then consented to be wrecked,
A Thousand Kisses Deep.

I’m turning tricks, I’m getting fixed,
I’m back on Boogie Street.
I guess they won’t exchange the gifts
That you were meant to keep.
And quiet is the thought of you,
The file on you complete,
Except what we forgot to do,
A Thousand Kisses Deep.

And sometimes when the night is slow,
The wretched and the meek,
We gather up our hearts and go,
A Thousand Kisses Deep.

The ponies run, the girls are young,
The odds are there to beat . . .

یکشنبه، 5 آبانماه 1387

چند روز پیشا به علت مشکلی که تو برق

مرکز مخابرات منطقه ما بوجود امده بود

یه ٥ ساعتی اینترنت من فطع شده بود

و من از بی اینترنتی،گوشه اتاق کز کزده بودم

و به خودم میپیچیدم و

ملتمسانه به چراغ روی مودم ADSL ام نگاه میکردم

 که لامشب،ژون مادرت وشل شو... نیشخند

بعد نشستم حساب کردم دیدم

روزی حداقل ١٠ ساعتی من پای کامپیوتر و اینترنت

 هستم و این اصلا خوب نیست!

دارم کم کم الکی تو این دنیای مجازی غرق میشم...

باید چاره ای اندیشید !

متفکر

GSP0005624




شیر مادر چه خوبه! سمند شادی!



http://www.mohammad86.com

powered by payegan