
آقای پلیس!
دیگه کم کم یه جورایی خودم هم داره باورم میشه که آدم ناهنجاری واسه
جامعه دارم میشم... 
بعد از "آقای رئیس" اینبار نوبت به "آقای پلیس" بود که تو مرکز خرید تندیس
خفت ما رو بگیره و متهم کنه ما رو به اینکه موهاتو بد فرم دادی و تی شرت
مارک دار غربی و نامانوس پوشیدی!!! 
خب،خواستم جواب آقای پلیس رو هم بدم،خیلی چیزها تو ذهنم امد که بگم.
دلم میخواست بگم حق من نیست باهام اینطور صحبت بشه...
من شهروند خوبی هستم. من برای کشورم آدم مفیدی هستم...
حق من نیست! ..... ولی هیچ چی نگفتم! 
چون دیدم اینجا دیگه صرف نمیکنه اگه بخوای منطقی صحبت کنی و
بیخودی کل کل کنی با طرف،در نتیجه با لبخند و آرامش قضیه رو حل کردیم
و قرار شد که هر چه زودتر من خودمو اصلاح کنم!!!
ولی سردار،این ادبیات بچه هات هنوز مشکل داره ها! 
نمیشه آیا به جای کلمات هوی!... آی عمو!!.....پسر با توام!!
از الفاظ و کلمات قشنگ تری استفاده کرد؟!! 
* خیلی دارم سعی میکنم خودمو با هر نوع مشکل و معضل و برخورد بد و غیر منتظره ای
که واسم بوجود میاد تطبیق بدم که الکی از لذت زندگی کردنم کم نشه...
به قول یه بزرگی : اگر ما نتونیم این دنیا رو برای خودمون به بهشت تبدیل کنیم،
لیاقت زندگی در بهشت واپسین رو هم نخواهیم داشت... 
* منو رها کن از این فکر تنهایی... 

شنبه، 23 آذرماه 1387
آلبرت انیشتین :
دستهایت را برای یک دقیقه بر روی بخاری بگذار ،
این یک دقیقه برای تو مانند یک ساعت میگذرد!
با یک دختر خوشگل یک ساعت همنشین باش ،
این یک ساعت برای تو به سرعت یک دقیقه میگذرد!
و این همان قانون نسبیت است !
شنبه، 18 آبانماه 1387
...
"A Thousand Kisses Deep"
Leonard Cohen
The ponies run, the girls are young,
The odds are there to beat.
You win a while, and then it’s done –
Your little winning streak.
And summoned now to deal
With your invincible defeat,
You live your life as if it’s real,
A Thousand Kisses Deep.
I’m turning tricks, I’m getting fixed,
I’m back on Boogie Street.
You lose your grip, and then you slip
Into the Masterpiece.
And maybe I had miles to drive,
And promises to keep:
You ditch it all to stay alive,
A Thousand Kisses Deep.
And sometimes when the night is slow,
The wretched and the meek,
We gather up our hearts and go,
A Thousand Kisses Deep.
Confined to sex, we pressed against
The limits of the sea:
I saw there were no oceans left
For scavengers like me.
I made it to the forward deck.
I blessed our remnant fleet –
And then consented to be wrecked,
A Thousand Kisses Deep.
I’m turning tricks, I’m getting fixed,
I’m back on Boogie Street.
I guess they won’t exchange the gifts
That you were meant to keep.
And quiet is the thought of you,
The file on you complete,
Except what we forgot to do,
A Thousand Kisses Deep.
And sometimes when the night is slow,
The wretched and the meek,
We gather up our hearts and go,
A Thousand Kisses Deep.
The ponies run, the girls are young,
The odds are there to beat . . .

یکشنبه، 5 آبانماه 1387
چند روز پیشا به علت مشکلی که تو برق
مرکز مخابرات منطقه ما بوجود امده بود
یه ٥ ساعتی اینترنت من فطع شده بود
و من از بی اینترنتی،گوشه اتاق کز کزده بودم
و به خودم میپیچیدم و
ملتمسانه به چراغ روی مودم ADSL ام نگاه میکردم
که لامشب،ژون مادرت وشل شو... 
بعد نشستم حساب کردم دیدم
روزی حداقل ١٠ ساعتی من پای کامپیوتر و اینترنت
هستم و این اصلا خوب نیست!
دارم کم کم الکی تو این دنیای مجازی غرق میشم...
باید چاره ای اندیشید !

|
|


powered by payegan